تبلیغات
وبلاگ اسدالله علی زاده -آندرویدی وآموزشی - اشعاری با طعم خنده(شیوه تربیت بعضی ها) وبلاگ اسدالله علی زاده -آندرویدی وآموزشی - اشعاری با طعم خنده(شیوه تربیت بعضی ها)

وبلاگ اسدالله علی زاده -آندرویدی وآموزشی

برترین ها برای شما

اشعاری با طعم خنده(شیوه تربیت بعضی ها)

بچه که بودم به من آموختند

فحش نباید بدهی گوسفند


بی ادبی بوده از این خانه دور

حرف رکیکی نزنی بی شعور


بچه ی همسایه به من فحش داد

پند پدر مادرم آمد به یاد


بر دهنش مشت ادب کوفتم

البته با غیظ و غضب کوفتم


شب که پدر قصه ما را شنید

نوبت آموزه دوم رسید


پای مرا بست به یک ریسمان

بر کفل و بر کف پایم زنان


گفت نباید به کسی زور گفت

من چه کنم با توی گردن کلفت


بچه که بودم پدرم یاد داد

عشق بورزم به نبات و جماد


عشق به سوراخ ازن فی المثل

عشق به بوی خوش زیر بغل


عشق به انسان و طبیعت ، گیاه

عشق به ارتش به بسیج و سپاه


عشق به هم نوع ولو دشمنت

عشق به هر کس شده ، حتی زنت


عشق به مفرد به مثنی به جمع

عشق به اینها که رساندم به سمع


تربیتم سیر سعودی گرفت

هیکل من رشد عمودی گرفت


ریش و سبیلی به هم آمیختم

زشت شدم تیغ زدم ریختم


ریختم از صورت خود پشم را

باز عیان کرد پدر خشم را


فرصت اندرز و نصیحت نبود

چاره به جز فحش و فضیحت نبود


گفت:پسر ریش تراشیده ای ؟

نفله مگر دختر ترشیده ای!


کافر حربی شده ای ظاهرا

قرتی و غربی شده ای ظاهرا


بر سر این صورت صافت مباد

مورچه ای می بکند بکس باد


صورت سیرابی و بی ریش تو

عین حرام است و نجس ، دور شو


تا نشدی مومن و اهل ثواب

زیر پل و روی مقوا بخواب


رفتم و ریشم که به زانو رسید

برگشتم نزد پدر رو سپید


دید که تی شرت به تن کرده ام

پارچه ای زرت به تن کرده ام


گفت:مگر پارچه کم داشتی؟

لخت و پتی آمده ای آشتی


این که شمایی پسر بنده نیست

کسوت کفار برازنده نیست


پیرهن و دکمه ی تقوات کو؟

سبحه و انگشتر و اینهات کو؟


هیزم دوزخ شده ای نره خر؟

زود برو پیرهنی نو بخر


مختصری بود ز بسیارها

این همه مشتی ست ز خروارها


منحنی تربیتم رشد کرد

حیثیت و شخصیتم رشد کرد


حاصل این شیوه ارزنده ، من

این من خوش ذوق ولی بد دهن!

پنجشنبه 23 شهریور 1396 08:50 ب.ظ
I visit every day a few websites and sites to read posts,
except this web site offers feature based content.
شنبه 4 شهریور 1396 10:32 ق.ظ
Howdy! This blog post could not be written much better!

Reading through this article reminds me of my previous roommate!
He constantly kept talking about this. I'll forward this information to him.

Fairly certain he'll have a great read. Thank you
for sharing!
شنبه 14 مرداد 1396 07:27 ب.ظ
I am curious to find out what blog platform you're working with?

I'm having some minor security issues with my latest blog and I'd like to find something more safeguarded.

Do you have any solutions?
سه شنبه 27 بهمن 1394 05:28 ب.ظ
سلااااام از دستت ناراحتم بازم که سرقولت نموندی! حتما بیا تا با هم تبادل لینک داشته باشیم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
comment fab icon
comment fab icon
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

آمار وبلاگ

بچه که بودم به من آموختند

فحش نباید بدهی گوسفند


بی ادبی بوده از این خانه دور

حرف رکیکی نزنی بی شعور


بچه ی همسایه به من فحش داد

پند پدر مادرم آمد به یاد


بر دهنش مشت ادب کوفتم

البته با غیظ و غضب کوفتم


شب که پدر قصه ما را شنید

نوبت آموزه دوم رسید


پای مرا بست به یک ریسمان

بر کفل و بر کف پایم زنان


گفت نباید به کسی زور گفت

من چه کنم با توی گردن کلفت


بچه که بودم پدرم یاد داد

عشق بورزم به نبات و جماد


عشق به سوراخ ازن فی المثل

عشق به بوی خوش زیر بغل


عشق به انسان و طبیعت ، گیاه

عشق به ارتش به بسیج و سپاه


عشق به هم نوع ولو دشمنت

عشق به هر کس شده ، حتی زنت


عشق به مفرد به مثنی به جمع

عشق به اینها که رساندم به سمع


تربیتم سیر سعودی گرفت

هیکل من رشد عمودی گرفت


ریش و سبیلی به هم آمیختم

زشت شدم تیغ زدم ریختم


ریختم از صورت خود پشم را

باز عیان کرد پدر خشم را


فرصت اندرز و نصیحت نبود

چاره به جز فحش و فضیحت نبود


گفت:پسر ریش تراشیده ای ؟

نفله مگر دختر ترشیده ای!


کافر حربی شده ای ظاهرا

قرتی و غربی شده ای ظاهرا


بر سر این صورت صافت مباد

مورچه ای می بکند بکس باد


صورت سیرابی و بی ریش تو

عین حرام است و نجس ، دور شو


تا نشدی مومن و اهل ثواب

زیر پل و روی مقوا بخواب


رفتم و ریشم که به زانو رسید

برگشتم نزد پدر رو سپید


دید که تی شرت به تن کرده ام

پارچه ای زرت به تن کرده ام


گفت:مگر پارچه کم داشتی؟

لخت و پتی آمده ای آشتی


این که شمایی پسر بنده نیست

کسوت کفار برازنده نیست


پیرهن و دکمه ی تقوات کو؟

سبحه و انگشتر و اینهات کو؟


هیزم دوزخ شده ای نره خر؟

زود برو پیرهنی نو بخر


مختصری بود ز بسیارها

این همه مشتی ست ز خروارها


منحنی تربیتم رشد کرد

حیثیت و شخصیتم رشد کرد


حاصل این شیوه ارزنده ، من

این من خوش ذوق ولی بد دهن!



نوشته شده توسط :اسدالله علی زاده
سه شنبه 27 بهمن 1394-04:55 ب.ظ
نظرات() 

What do you do for a strained Achilles tendon?
پنجشنبه 23 شهریور 1396 08:50 ب.ظ
I visit every day a few websites and sites to read posts,
except this web site offers feature based content.
پاسخ :
What do you do for Achilles tendonitis?
شنبه 4 شهریور 1396 10:32 ق.ظ
Howdy! This blog post could not be written much better!

Reading through this article reminds me of my previous roommate!
He constantly kept talking about this. I'll forward this information to him.

Fairly certain he'll have a great read. Thank you
for sharing!
پاسخ :
http://wisepoker7084.snack.ws/
شنبه 14 مرداد 1396 07:27 ب.ظ
I am curious to find out what blog platform you're working with?

I'm having some minor security issues with my latest blog and I'd like to find something more safeguarded.

Do you have any solutions?
پاسخ :
فرنوش
سه شنبه 27 بهمن 1394 05:28 ب.ظ
سلااااام از دستت ناراحتم بازم که سرقولت نموندی! حتما بیا تا با هم تبادل لینک داشته باشیم
پاسخ :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر